سيد حسن مير جهانى طباطبائى
565
جنة العاصمة ( فارسي )
بالكنايه است از آن ، و لفظ « و عجم » هم استعارهء تخييليّه است . قولها عليها السّلام : فقبحا لفلول الحدّ : نفرينى است در حق ايشان و سرزنش و توبيخى است بر ضرر آنها بعلّت كارهاى بد و صفات زشت ايشان كه آنها عبارت است از چند امر : امر اول « فلول الحدّ و خور القناة » يا « صدع القناة » كنايه است از نشستن ايشان از قيام بر عليه غصبكنندگان خلافت امير مؤمنان عليه السّلام و حق زهراء سلام اللّه عليها و جنگ نكردن با ايشان ، و ساكت ماندن از آنچه مىديدند از ظلم و جور و ستمهائى كه نسبت به امير مؤمنان و فاطمه وارد مىآوردند ، با اينكه معروف به اهل خير و صلاح بودند ، و مىتوانستند دفع ظلم از اهل بيت پيغمبرشان بكنند ، و به خوبى قدرت داشتند ، گويا در تيزى شمشيرهاشان رخنهها و كندىها بوده ، و نيزههاى آنان سست بوده و بىاثر بوده ، و يا ضعف و شكاف در آنها بوده و سوراخكننده و كارگر نبوده . امر دوم « اللعب بعد الجدّ » بنابر روايت احتجاج ، و مراد به آن بىباكى و بىبند و بارى ايشان است به امر دين بعد از اينكه كوشش در آن داشتند به نحوى كه گويا دين را اسباب بازى خود قرار دادند در ميان خودشان . امر سوم « قرع الصفاة » بنابر آن روايت نيز ، و آن كنايه از منتهاى ذلّت و خوارى است از جهت اينكه مطيع و منقاد كسانى شدند كه آنها را به طرف خود كشيدند ، و تحمّل كردند اذيّت كسانى را كه آنها را آزار كردند ، پس معنى چنان مىشود كه ايشان رسيدند در ذلّت و خوارى بحدّى كه دشمنان ايشان سرهايشان را كوبيدند بعد از